تماس با ما پرسش و پاسخ آرشیو کتب و مقالات معرفی ما صفحه خانگی
امروز: سه شنبه، ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
    جستجوی پیشرفته
    پیامبری از اسلام

قَالَ إِنىّ‏ِ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَئنىِ‏َ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا

[عیسى (ع)] گفت: "من بنده خدایم او کتاب به من داده و مرا پیامبر قرار داده است."

-- قرآن کریم، سوره مریم(19)، آیه 30
   استاد دکتر فریدونی
· بررسی های تحلیلی و منصفانه پیرامون مسیحیت

قسمت یازدهم مجموعه مباحث «بررسی های تحلیلی و منصفانه پیرامون مسیحیت» در تاریخ 29/4/89افزوده شد.
   بهار کلام الله

در ماه مبارک رمضان،بهار تورات و انجیل حقیقی، دوستانمان را به مطالعه مناظره ذیل دعوت می کنیم: رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید

   مجموعه جزوات تألیف شده توسط استاد دکتر فریدونی

مجموعه جزوات بررسی های تحلیلی و منصفانه پیرامون مسیحیت تألیف استاد دکتر فریدونی توسط موسسه فرهنگی انتشاراتی فن و هنر به چاپ رسیده است.
تلفن تماس موسسه فرهنگی انتشاراتی فن و هنر:
66467730-021(98)

   ورود کاربران






 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
   عناوین مطالب
· تمام طبقه‌بندی‌ها
· قلم نوشته ها (چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۹)
· من یک مسیحی هستم (دوشنبه، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹)
· مسیح نامه (پنجشنبه، ۰۴ شهریور ۱۳۸۹)
· بر مرکب زمان (چهارشنبه، ۱۰ شهریور ۱۳۸۹)
· خبر (سه شنبه، ۲۹ تیر ۱۳۸۹)
· دعوت شدگان به نور (شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۹)
· رو در رو (پنجشنبه، ۱۴ مرداد ۱۳۸۹)
   منوی اصلی
· خانه
· پرسش و پاسخ
· آخرین مطالب

   کاربران حاضر
فعلا:
2 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.
   پیوندها
پدر مهربان
مادر مهربان
برکه
لحظه ها
خطبه غدیر
بهائی پژوهی
در راه حق
انیس الاعلام نوشته محمد صادق فخر الاسلام
راه مسیح
KIND FATHER
ترجمه مقالات سایت kindfather.com
بر مرکب زمان: غدیر از خلقت تا ابدیت (قسمت اول)
در تاریخ دوشنبه، ۰۹ آذر ۱۳۸۸ توسط maseeh

خداوند انسان را پدیده ای باقی و روحانی خلق کرده است و نه فقط موجودی زمینی که تنها هدفش ابداع روشهای جدید و پیشرفته برای بهتر خوردن، خوابیدن، لذت بردن و ... باشد. اگر چه تمام جنبه های احتیاجات جسم انسان باید در نظر گرفته شود و معقولا خواسته هایش فراهم گردد، لیکن هدف بشر هوشمند می بایست حرکت به سوی ابدیت باشد و نه فقط حرکت به سوی مرگ.
شیعه اعتقاد دارد که غدیر، قلب بشریت است. اما چرا غدیر تا این حد اهمیت دارد؟

در طول تاریخ، سنت آسمانی تمامی پیامبران الهی آن بوده است که قبل از وداعشان از این دنیا، وصی و جانشین شان که برگزیده خداوند بود به مردم معرفی می کردند. این سنت با حضرت آدم علیه السلام آغاز گردید؛ به فرمان خداوند حضرت آدم فرزندش شیث (هبة الله) را به عنوان جانشین خویش معرفی کرد. ( اسناد شیعی: کافی و... اسناد سنی: تاریخ طبری، تاریخ ابن اثیر، تاریخ ابن کثیر و...) این سنت الهی در میان تمامی انبیاء علیهم السلام جاری بود؛ نمونه ای دیگر حضرت داوود علیه السلام است که فرزندش سلیمان علیه السلام را وصی خود قرار می دهد:
و چون ایام وفات داود نزدیک شد، پسر خود سلیمان را وصیت فرموده، گفت: من به راه تمامی اهل زمین می‌روم. پس تو قوی و دلیر باش. وصایای یهوه، خدای خود را نگاه داشته، به طریق های وی سلوک نما، و فرایض و اوامر و احکام و شهادات وی را به نوعی که درتورات موسی مکتوب است، محافظت نما تا درهر کاری که کنی و به هر جایی که توجه نمایی، برخوردار باشی. (عهد عتیق؛ کتاب اول پادشاهان ، باب دوم ، عبارات 1 الی 3)
در قرآن می خوانیم که موسی علیه السلام از خداوند درخواست کرد تا برادرش هارون وزیر او گردد:
قَالَ رَبّ‏ِ اشْرَحْ لىِ صَدْرِى(25 (وَ یَسِّرْ لىِ أَمْرِى(26 (وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانىِ(27( یَفْقَهُواْ قَوْلىِ(28) و اجعل لی وزیرا من اهلی (29) هارون اخی(30) اشْدُدْ بِهِ أَزْرِى (31) وَ أَشْرِکْهُ فىِ أَمْرِى(32)
(موسی علیه السلام خطاب به پروردگار) گفت: ای پروردگار من به من شرح صدر عطا فرما و امرم را آسان گردان و گره از زبانم بگشای که گفتارم را بفهمند و از اهل من برادرم هارون را وزیر من بگمار. پشتم را به او محکم گردان و او را در امر رسالتم شریک گردان . (قرآن، سوره طه، آیات 29و 30)
در کتاب "عهدین"Bible -که مسیحیان پارسی زبان نام این کتاب را "کتاب مقدس" نیز ترجمه کرده اند- در فصل سوم سفر خروج آمده است که خداوند به حضرت موسی علیه السلام امر می کند تا نزد فرعون رفته و با متذکر ساختن او به خداوند یکتا از او بخواهد تا بنی اسرائیل را از اسارت رها سازد . پس از آن در فصل چهارم در عبارت دهم حضرت موسی علیه السلام به خداوند می گوید که زبانش فصیح نیست؛ و در عبارت چهاردهم از همان فصل خداوند به حضرت موسی علیه السلام بشارت می دهد که برادرش هارون علیه السلام را به یاری او خواهد فرستاد سپس در عبارت پانزدهم می فرماید:
...و من با زبان تو و با زبان او خواهم بود، و آنچه باید بکنید شما راخواهم آموخت .
و خداوند به وعده خود عمل می کند و در فصل هفتم سفر خروج عبارت اول بشارت نبوت هارون علیه السلام را به موسی علیه السلام می دهد و هارون را به کمک موسی علیه السلام می فرستد:
و خداوند به هارون گفت: به سوی صحرا به استقبال موسی برو. پس روانه شد و او را در جبل الله ملاقات کرده، او را بوسید.(سفر خروج ، فصل چهارم، عبارت17)
سپس حضرت موسی علیه السلام هر آنچه را که خداوند به او آموخته بود من جمله معجزات تبدیل عصا به اژدها و ید بیضا و ...(که در عبارات اول سفر خروج فصل چهارم به آنها اشاره شده است) را به فرمان خداوند به برادرش هارون علیه السلام می آموزد:
و موسی از جمیع کلمات خداوند که او را فرستاده بود، و از همه آیاتی که به وی امر فرموده بود، هارون را خبر داد.( سفر خروج ، فصل چهارم، عبارت17عبارت 28)
آنگاه موسی و هارون علیهما السلام در برابر قوم قرار می گیرند و هارون علیه السلام آیات و معجزات را آشکار مینماید و در نتیجه مقام والایش شناخته می شود. و بدینوسیله حضرت موسی علیه السلام با نشان دادن مقام حضرت هارون علیه السلام، رسما وزرات و وصایت حضرت هارون علیه السلام را ابلاغ می فرماید:
پس موسی و هارون رفته، کل مشایخ بنی‌اسرائیل را جمع کردند. و هارون همه سخنانی را که خداوند به موسی فرموده بود، باز‌گفت، و آیات و معجزات را به نظر قوم ظاهر ساخت. (عهد عتیق ؛سفر خروج ، فصل چهارم، عبارات 29 الی 30)
پس از آنکه بنی اسرائیل به همراه موسی و هارون علیهما السلام از اسارت فرعون و از مصر خارج شدند خداوند حضرت موسی علیه السلام را برای 30 شبانه روز به فراز کوه خواند سپس ده شبانه روز به آن اضافه نمود؛در مدت این چهل شبانه روز حضرت موسی علیه السلام به عبادت خداوند مشغول بود و خداوند اوامری را به ایشان ابلاغ نمود من جمله امر وزارت و وصایت حضرت هارون علیه السلام:
(خداوند فرمود:) و هارون و پسرانش را نزد دروازه خیمه اجتماع آورده، ایشان را به آب غسل ده، و آن رختها را گرفته، هارون را به پیراهن و ردای ایفود و ایفود وسینه بند آراسته کن و زنار ایفود را بر وی ببند. و عمامه را بر سرش بنه و تاج قدوسیت را بر عمامه بگذار ، و روغن مسح را گرفته، برسرش بریز و او را مسح کن و پسرانش را نزدیک آورده، ایشان را به پیراهنها بپوشان. و بر ایشان، یعنی هارون و پسرانش کمربندها ببند و عمامه ها را بر ایشان بگذار و کهانت برای ایشان فریضه ابدی خواهد بود. پس هارون و پسرانش راتخصیص نما. (عهد عتیق؛ سفر خروج؛ فصل 29؛ عبارات 4 الی 9)
همانگونه که ملاحظه می شود حضرت هارون علیه السلام و پسران ایشان برگزیده خداوند بودند و در عبارت 32 باب 34 فصل خروج ذکر شده است که حضرت موسی علیه السلام این اوامر الهی را به مردم ابلاغ نمود:
و بعد از آن همه بنی‌اسرائیل نزدیک آمدند، و آنچه خداوند درکوه سینا بدو گفته بود، بدیشان امر فرمود.
به فرمان خداوند امانت "تابوت عهد" نیز به هارون و پسرانش سپرده شد.
وقتی امام حسن علیه السلام به دنیا آمدند حضرت علی علیه السلام به حضرت فاطمه علیها سلام فرمودند که هرگز در نام گذاری فرزندشان بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیشی نمی گیرند؛ حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نیز فرمودند که ایشان نیز در این کار بر خدا پیشی نمی گیرند. خداوند به جبرئیل فرمود که پسری برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمده است. جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و از طرف خداوند به پیامبر فرمود که منزلت علی نسبت به تو ای پیامبر به منزلت هارون است به موسی، پس پسر علی باید همنام پسر هارون باشد، که نام اولین پسر هارون شبر بود و خداوند نام حسن را که شبر به عربی می باشد برای اولین فرزند علی و فاطمه علیهما السلام برگزید. (بحار الانوار،...) شایان تذکر است که در معتبرترین سند از دیدگاه اهل تسنن یعنی در صحیح بخاری فصل پنجم حدیث "منزلت علی به محمد علیهما السلام همان منزلت هارون به موسی علیهما السلام است" نقل شده است.
علامه امینی در جلد اول کتاب گرانقدر و شریف "الغدیر" نقل می فرمایند که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نیز در روز غدیر به فرمان خداوند عمامه خود را که "سحاب" نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیر المونین بستند و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت قرار دادند و فرمودند: "عمامه تاج عرب است".
خود امیر المومنین علیه السلام نیز در این باره چنین فرموده اند:
پیامبر در روز غدیر خم عمامه ای بر سرم بستند و یک طرف آن را بر دوشم آویختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنین مرا با ملائکه ای که چنین عمامه ای به سر داشتند یاری نمودند. (اسرار غدیر تألیف محمد باقر انصاری)
جالب توجه است که واقعه تاج گذاری هارون به دست موسی علیهما السلام نیز در همان روز 18 ذی الحجه یعنی روز غدیر رخ داد.
در حالیکه موسی علیه السلام هنوز در قید حیات بود، هارون علیه السلام از دنیا برفت. آنگاه به فرمان خداوند، موسی علیه السلام یوشع ابن نون را به عنوان جانشین خود معرفی نمود. یوشع ابن نون بنده پاک خدا بود که حضرت موسی علیه السلام را در بخشی از مسیر طور سینا همراهی نمود در حالیکه بنی اسرائیل به وسوسه سامری گرفتار پرستش گوساله طلایی شده بودند. همچنین در داستانی که قرآن در سوره کهف آیه 60 نقل می کند، یوشع همان مرد جوانی است که حضرت موسی علیه السلام را در جستجویش برای حضرت خضر همراهی می کند. یوشع و خضر علیهما السلام نامشان در قرآن ذکر نشده است بلکه با القاب فتی و عبد صالح به آنان اشاره شده است . این نکته ی قرآنی قابل توجه است که نام اوصیای انبیا مستقیماً در ظاهر قرآن ذکر نشده است بلکه با صفات و القاب و ... به آنان به روشنی اشاره شده است. مانند وصی موسی علیه السلام در سوره کهف آیه 60، وصی سلیمان علیه السلام در سوره نمل آیه 40 و ... احادیث معصومین علیهم السلام که به فرمان خداوند مبین قرآن می باشند(سوره نحل، آیه 44 و ...) نیز این نکته ی قرآنی را تایید و جزئیات نام و مشخصات اوصیا را بیان می کنند؛ ائمه معصومین نیز اینگونه می باشند، یعنی درحالیکه به ظاهر نامشان مستقیماً در قرآن نیامده است لیکن اشارات واضح فراوانی در آیات قرآن به آنان شده است و احادیث پیامبر و معصومین علیهم السلام به وضوح مشخصات ایشان را تبیین می کنند.
کتاب عهدین در مورد یوشع بن نون در عهد عتیق سفر اعداد فصل 27 می گوید:
و موسی‌ به‌ خداوند عرض‌ کرده‌، گفت‌: «ملتمس‌ اینکه‌ یهوه‌ خدای‌ ارواح‌ تمامی‌ بشر، کسی‌ را بر این‌ جماعت‌ بگمارد که‌ پیش‌ روی‌ ایشان‌ بیرون‌ رود، و پیش‌ روی‌ ایشان‌ داخل‌ شود، و ایشان‌ را بیرون‌ برد و ایشان‌ را درآورد، تا جماعت‌ خداوند مثل‌ گوسفندان‌ بی‌شبان‌ نباشند.» و خداوند به‌ موسی‌ گفت‌: «یوشع‌ بن‌نون‌ را که‌ مردی‌ صاحب‌ روح‌ است‌ گرفته‌،دست‌ خود را بر او بگذار. و او را به‌ حضور العازار کاهن‌ و به‌ حضور تمامی‌ جماعت‌ برپا داشته‌، در نظر ایشان‌ به‌ وی‌ وصیت‌ نما. و از عزت‌ خود بر او بگذار تا تمامی‌ جماعت‌ بنی‌اسرائیل‌ او را اطاعت‌ نمایند. و او به‌ حضور العازار کاهن‌ بایستد تا از برای‌ او به‌ حکم‌ اوریم‌ به‌ حضور خداوند سؤال‌ نماید، و به‌ فرمان‌ وی‌، او و تمامی‌ بنی‌اسرائیل‌ با وی‌ و تمامی‌ جماعت‌ بیرون‌ روند، و به‌ فرمان‌ وی‌ داخل‌ شوند.» پس‌ موسی‌ به‌ نوعی‌ که‌ خداوند او را امر فرموده‌ بود عمل‌ نموده‌، یوشع‌ را گرفت‌ و او را به‌ حضور العازار کاهن‌ و به‌ حضور تمامی‌ جماعت‌ برپا داشت‌. و دستهای‌ خود را بر او گذاشته‌، او را به‌ طوری‌ که‌ خداوند به‌ واسطه‌ موسی‌ گفته‌ بود، وصیت‌ نمود.
همانگونه که می بینیم در مورد یوشع بن نون نیز پیامبر خدا حضرت موسی علیه السلام از خداوند درخواست کرد تا وصی او را برگزیند که رهبر بندگان خدا باشد تا پس از موسی علیه السلام مانند گوسفندان بدون شبان نباشند و خداوند به موسی وحی کرد تا مردم و کاهنان را گرد هم آورد و در برابر همگان دست خویش را بر یوشع نهد و او را به عنوان وصی خود معرفی کند و از مردمان بخواهد تا از یوشع را اطاعت کنند. یعنی اوصیا پیامبران برگزیده ی خداوند هستند و نه منتخب مردم، همانگونه که پیامبران خود نیز برگزیده ی خدا می باشند.
علاوه بر این در سفر یوشع، فصل 3 ، عبارات 7 و 8 چنین آمده است:
و خداوند یوشع‌ را گفت‌: «امروز به‌ بزرگ‌ ساختن‌ تو در نظر تمام‌ اسرائیل‌ شروع‌ می‌کنم‌ تا بدانند که چنانکه با موسی بودم با تو نیز خواهم بود پس‌ تو کاهنان‌ را که‌ تابوت‌ عهد را برمی‌دارند امر فرموده‌، بگو: چون‌ شما به‌ کنار آب‌ اردن‌ برسید در اردن‌ بایستید.»
همانگونه که می بینیم خداوند با یوشع علیه السلام گفت: چنانکه‌ با موسی‌ بودم‌ با تو نیز خواهم‌ بود؛ یعنی همان طور که خداوند با انبیاء علیهم السلام می باشد با اوصیائ برگزیده آنان نیز می باشد و خداوند همیشه این نکته را به وضوح برای مردم تبیین نموده است.
لیکن تاریخ گواهی می دهد که مردمان به فرمان خداوند و انبیاء علیهم السلام گردن ننهادند و از اوصیای ایشان پیروی نکردند. به عنوان نمونه در مورد حضرت هارون علیه السلام، مردم در غیبت حضرت موسی علیه السلام به وسوسه سامری به گوساله پرستی روی کردند:
وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى‏ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوار...
قوم موسى بعد او از زیورهاى خود گوساله‏اى ساختند، جسد بى‏جانى که صداى گوساله داشت. (قرآن کریم؛ سوره اعراف(7)، 148)
مردم از یوشع بن نون نیز پیروی نکردند؛ حتی یکی از همسران موسی علیه السلام علیه یوشع علیه السلام وصی برگزیده موسی علیه السلام ، قیام کرد. در تفسیر برهان، نور الثقلین و ... از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند که یوشع بن نون وصی موسی سی سال پس از حضرت موسی علیه السلام زندگانی کرد و همسر موسی علیه یوشع قیام کرد با این بهانه که خود را شایسته تر از یوشع می دانست؛ یوشع با او جنگید و همراهان وی را به قتل رساند لیکن پس از آنکه همسر موسی اسیر سپاه او شد با او با ملایمت رفتار شد. سپس حضرت محمد صلی الله علیه و آله ادامه دادند که عایشه دختر ابوبکر نیز به همراه هزاران مرد علیه حضرت علی علیه السلام قیام خواهد کرد و علی علیه السلام نیز همراهان وی را خواهد کشت لیکن پس از آنکه عایشه به اسارت سپاه حضرت علی علیه السلام درآید با او با ملایمت رفتار خواهد شد. و پیامبر ادامه دادند که این آیه" وَ قَرْنَ فىِ بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبرََّجْنَ تَبرَُّجَ الْجَهِلِیَّةِ الْأُولىَ‏ " " که در خانه های خود بمانید و مانند خودنمایی جاهلیت پیشین خودنمائی نکنید" در مورد عایشه نازل شده است. یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به فرمان خداوند خروج عایشه در جنگ جمل علیه حضرت علی علیه السلام، وصی برگزیده خویش، را امری به تبعیت از جاهلیت همسر حضرت موسی علیه السلام معرفی نمودند. اسناد سنی مانند تاریخ طبری نیز نقل می کنند که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیشگویی کرده بودند که یکی از همسرانشان علیه حضرت علی علیه السلام قیام خواهد کرد و به عایشه اخطار داده بودند که آن شخص نباشد! آری حضرت علی علیه السلام نیز سی سال پس از پیامبر به شهادت رسیدند و عایشه نیز همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیشگویی فرموده بودند علیه امیر المومنین علیه السلام در جنگ جمل قیام کرد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عایشه اخطار داده بودند که در مسیرش برای جنگ با امیر المومنین علیه السلام سگ های حوئب بر او پارس خواهند کرد و با اینکه در راه بصره سگ های حوئب گرد هودج او را گرفته و بر او پارس کردند و او فرمایشات پیامبر را بیاد آورد لیکن کرد آنچه که کرد...
امام باقر علیه السلام در مورد شباهت بیعت مردمان با هارون و حضرت علی علیهما السلام چنین فرمودند:
...بارى تعداد کسانی که با رسول خدا از اهالی مدینه و اطراف و بادیه نشینان به حج رفتند هفتاد هزار نفر یا بیشتر بود مانند تعداد اصحاب حضرت موسی که هفتاد هزار نفر بودند که حضرت موسى از آنان براى هارون بیعت گرفت و عهدشکنى کردند و در آخر از گاو و سامرى تبعیّت نمودند؛ و اینچنین حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم از مردمان به تعداد اصحاب حضرت موسی برای حضرت علی علیه السلام جهت خلافت بیعت گرفتند. و آنان بیعت را شکستند و سنت به سنت و مثل به مثل از گوساله و سامری تبعیت کردند... (احتجاج شیخ طبرسی و ...)
این بیعت شکنی مردم و تبعیت نکردن از اوصیا زمینه ساز تحریفات تورات (کلام خدا از زبان موسی) گشته است.
در نتیجه امروز در عهد عتیق می یابیم که خداوند قادر مطلق همچون انسانی ضعیف به تصویر کشیده شده است؛ داستانهایی چون کشتی گرفتن خداوند با حضرت یعقوب و شکست خوردن پروردگار(سفر پیدایش فصل32 عبارات 22- 30 ) و مانند آن، از این حقیقت نشات می گیرند که مردمان جانشینان پیامبران را -که برگزیده خدا و دارای علم الهی بودند- ترک و طرد کردند و به جای آن سخنان محدود و ناقص انسانها را جایگزین کلام لایتناهی و کامل پروردگار کردند. برای اطلاعات بیشتر به "ارزیابی محتوایی عهد عتیق" 1 و 2 رجوع شود. شایان تذکر است که عبارات معدودی از کتاب عهدین که در این نوشتارها نقل می شوند صرفاً بارقه هایی از نور کلام خداوند در میان تاریکده ی تحریفات کتاب عهدین می باشند.
آه! چه زود فراموش کردند سفارشات موسی علیه السلام را!!!

ادامه دارد...
بر مرکب زمان: غدیر، از خلقت تا ابدیت(قسمت اول)
بر مرکب زمان: غدیر، از خلقت تا ابدیت (قسمت دوم)
بر مرکب زمان: غدیر، از خلقت تا ابدیت (قسمت سوم)
برای مشاهده یا دریافت متن مقاله به صورت pdf اینجا را کلیک کنید.




این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، با ذکر نام منبع، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Maseeh.ir All Rights Reserved.
info AT Maseeh DOT ir