نام کاربری:   کلمه عبور:        کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟  |  ثبت نام

قصه عشقی کهن از ایران باستان تا بلندای آسمان(قسمت اول)

  • ایجاد شده توسط maseeh در 22 دی 1388
  • دسته بندی ها:
image

نام من روزبه بن خشبوذان بود. دهقانزاده ای بودم از نسل بزرگان سرزمین پارس. روزبه یعنی روز بخیر. قوم من برای آتش و نور تقدس والایی قائل بودند و نامهایی چون نام من برای آنان یادآور روز و روشنایی و نور بود. لیکن نوری که آنان بزرگ می داشتند کجا و نوری که من در جستجوی آن بودم کجا؟ نوری که صد خورشید عالم افروز در برابر آن سایه ای بیش نیستند. آفتابی که همه عالم به فروغ آن روشن است.



من نزد پدر و مادر خود بسیار عزیز بودم اما شهر و دیارم برای من چون محبسی بود تنگ و تاریک که روح جستجوگر مرا که بی تاب یافتن نور حقیقی عالم بود و با آئین و آداب گبران خرسند نمی شد در خود به بند کشیده بود. از آنجا که هر طفلی در فطرت توحید متولد می شود، عطش روح تشنۀ من به این سراب ها سیراب نمی شد و من همواره در کنج عزلت و گوشۀ خلوت خود به اندیشه پیرامون جهان ، آسمان و زمین و مخلوقات خداوند می پرداختم و قلب خود را مؤمن و خاضع در مقابل خالقی یگانه و بی مانند می یافتم و با او راز و نیاز می کردم. چه در آسمان ها اشاره هایی برای هوشیاران و در زمین نشانه هایی برای یابندگان وجود دارد. آنچه پارسیان در آن روزگار از آیینی تحریف شده و باورهایی از حق دور شده مثل کرنش در برابر آتش و پناه بردن و توسل به آن و قربانی دادن در راه آن و... می پسندیدند، نمی پسندیدم و در برابر این باورها موضع کسی را داشتم که نسبت به غذایی آلوده یا آبی گل آلود بی میل است و قادر بر خوردن و نوشیدن آن نیست. در سرزمین من کیش های گوناگون جولانها داشتند و مدعیان دروغین در زمان های مختلف بر حسب هوا و هوس ها به کثرت پدیدار می شدند؛ شاید از این رو که درمحیطی می آمدند که آمادگی پذیرش در آن وجود داشت و مردمانی را می یافتند که به این افکار خرافی می پیوستند؛ مردمانی که فکر و اندیشۀ اشرافی خویش را دارا بودند. لیکن من به دنبال سرچشمه زلال حقیقت بودم و جویبارهای حقیر و برکه های آلوده روح مرا سیراب نمی کردند.

روزها از پی روزها می گذشتند و من در نیایش های خود با یگانه خالق و معبود هستی از او می خواستم تا مرا به راه حق و صواب هدایت کند و مرا با راهبران این راه آشنا سازد.

تا اینکه روزی از کنار صومعه ای عبور می کردم که ندایی دلنشین توجه مرا به خود جلب کرد. اندکی درنگ کردم؛ مبدأ صدا را یافتم و به آن نزدیک شدم. دیدم پیروان حضرت عیسی مسیح در صومعه ای مشغول عبادت هستند. نزدیک تر رفتم؛ مردی خوش سیما و نورانی ایستاده بود و ندا می کرد: شهادت می دهم که هیچ خدایی جز الله نیست و عیسی روح الله و محمّد حبیب الله است. با شنیدن نام آشنای محمّد به خود لرزیدم. مرد در وصف حبیب یگانۀ پروردگار ادامه داد: او فرستاده ایست که در کتب آسمانی بشارت به ظهور او داده شده است. او خاتم پیامبران الهی ست و سعادتمند کسی ست که به او ایمان بیاورد. قلبم در سینه به طپش افتاد چنان که گویی دیگر تاب درنگ نداشت. یقین داشتم او همان گمشده من است. وصف محمّد در عمق گوشت و پوست من رسوخ کرد و دیگر خوراک و نوشیدنی بر من گوارا نشد. محمد در درونم غوغایی به پا کرده بود...

- خدایا تو را شکر میگویم. یقین داشتم که تو ندای دلها را می شنوی و پاسخ درخواست کنندگان را می دهی.

به خانه که بازگشتم متوجه رقعه ای شدم که از سقف آویزان بود. آن را باز کردم و شروع به خواندن کردم؛ چشمان حیرت زده ام نمی توانستند آنچه را می دیدند باور کنند. در رقعه به زبان عربی نوشته شده بود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ هَذَا عَهْدٌ مِنَ اللَّهِ إِلَى آدَمَ أَنَّهُ خَالِقٌ مِنْ صُلْبِهِ نَبِیّاً یُقَالُ لَهُ مُحَمَّدٌ یَأْمُرُ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ وَ یَنْهَى عَنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ یَا رُوزْبِهُ ائْتِ وَصِیَّ عِیسَى وَ آمِنْ وَ اتْرُکِ الْمَجُوسِیَّةَ. به نام خداوند بخشنده مهربان، این عهدى از خداوند به آدم است که از ذریه او پیامبرى به نام محمد خواهد آفرید که به مکارم اخلاق فرمان مى‏دهد و از پرستش بتان باز مى‏دارد. اى روزبه! نزد وصى عیسى برو و به او ایمان بیاور و مجوسیان را ترک کن.

پیش از خواندن نامه عربی نمی دانستم اما از آن پس به صورتی معجزه آسا خدای تعالی فهم زبان عربى را به من ارزانى فرمود.

از آن پس چنان احوالم دگرگون شد که این حال از اطرافیانم پنهان نماند. من هم از توجه آنها به خود آگاه شده بودم اما چه می توانستم بگویم. چگونه می توانستم حقیقت را به کسانی بگویم که سالها کورکورانه پیروی آئینی را کرده بودند که بزرگان آن کیش خود به هر شکل که می پسندیدند حقایق را تحریف می کردند و باطل را در نظر مردم می آراستند؛ چگونه می توانستم این قوم را به اندیشه وادارم؛ چگونه می توانستم آنها را که سالیان دراز بود که فطرت توحیدی خویش را پوشانیده بودند و پیرو اساطیر و افسانه ها شده بودند از خواب غفلت بیدار کنم؟ هیچ یک از آنها کلام مرا نمی فهمیدند. تنها راه چاره کناره گیری از آنها بود و راه نجات در قدم گذاردن در راه طلب حبیب خداوند. اما قومم مرا به بند کشیدند در قعر چاهی انداختند و تهدیدم کردند تا من از راه خود برگردم. لیکن هر چه آزارها و تهدیدها بیشتر می شد آتش عشق نیز در درون من شعله ورتر می گشت. در حقیقت این زنجیر آهنین نبود که مرا به بند کشیده بود ، رشتۀ محبت محمد- درود خدا بر او و خاندانش- بود که دل مرا اسیر خویش کرده بود. 



روزها از پی هم می گذشتند و من در قعر چاه محبوس بودم تا اینکه گرفتاریم به درازا کشید ، تاب از کف دادم و به تضرع و نیایش به درگاه باری تعالی عرضه داشتم: پروردگارا! ای خالق توانا که یکتا پرستی را بر من الهام نمو دی و ای قادر مطلق که محبت خویش را در قلب بندۀ ضعیف خود وارد کردی و چنین او را در وادی عشق آواره و سرگشته کردی؛ تو مهر محمد و وصی او را در دل من افکندى. ترا به حق محمد سوگند مى‏دهم که در گشایش کار من شتاب فرمایى و مرا از این وضع آسوده کنى.

ادامه دارد...

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

از مسیحیت بیشتر بدانیم

یک شنبه، 10 آبان 1394
image
  مبشرین کلیسا دائما اسلام را متهم به قوانینی ضد زن میکنند .   و برای اثبات این اتهام تصاویری از زن در نگاه افراط گرایان به تصویر میکشند .   این در حالی است که در اسلام سفارش بسیاری به پاسداشت مقام زن شده است .   اما...
یک شنبه، 29 شهریور 1394
image
      خشونت یکی از نسبت های   باطلی ست که به طور مداوم مبشرین مسیحی و رسانه های غربی در باره اسلام به کار می برند . پاپ بندیکت شانزدهم در اولین سخنرانی خود در آلمان اسلام را دین خشونت نامید . دانمارک با کشیدن...

نحوه جستجو در سایت

1- اینجا کلیک نمایید.

2- عبارت مورد نطر خود را وارد نمایید.

3- اگر بدنبال مقاله ی یا جمله ی مشخصی هستید در قسمت "تنظیمات کلید واژه"، "عبارت دقیق" را انتخاب نمایید.

4- در قسمت "صافی جستجو بوسیله"، فقط "صفحات" را تیک بزنید.

5- به روی دگمه "جستجو" کلیک نمایید.

سوالات متداول

معرفي محصولات

 

 

مجموعه جزوات بررسی های تحلیلی و منصفانه پیرامون مسیحیت تألیف استاد دکتر فریدونی و کتاب محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین وعده انجیل از گروه پدر مهربان به چاپ رسیدند.

شماره تماس: 

از داخل ايران 09352404609

از خارج 9352404609-98

همچنین کتاب از فریب تا رهایی توسط مؤسسه آفاق به چاپ رسید.

تلفن تماس

22847035

22847786