نام کاربری:   کلمه عبور:        کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟  |  ثبت نام

دوازده امام در تورات؛ نگاهی نو به بشارت ابراهيم درسفر پيدايش2

1_ مقام امامت در نسل اسماعیل (پیدایش 17: 18)

یکی از آیات مهم تورات در موضوع بشارت به پیامبر اسلام و دوازده امام، آیۀ 18 از فصل 17 سفر پیدایش است. در این بخش، ابتدا متن این آیه را بر اساس نسخه های مهم و کهن نقل می کنیم و سپس دربارۀ دلالتِ این آیه گفتگو خواهیم کرد.

1_ 1_ متن سفر پیدایش 17: 18 در نسخه های مهم و کهن

متن آیۀ 17: 18 در شماری از نسخه های مهم عهد عتیق ازاین قرار است:

AVD وَقَالَ إِبْرَاهِيمُ  لِلهِ: «لَيْتَ إِسْمَاعِيلَ يَعِيشُ أَمَامَكَ!»[39]

KJV And Abraham said unto God, O that Ishmael might live before thee![40]

LXX εἶπεν δὲ Αβρααµ πρὸς τὸν θεόν Ισµαηλ οὗτος ζήτω ἐναντίον σου[41]

Samaritan ואמר אברהם לאלהים לוי ישמעאל יתוחי לרחותך[42]

 WTT וַיֹּאמֶר אַבְרָהָם אֶל־הָֽאֱלֹהִים לוּ יִשְׁמָעֵאל יִחְיֶה לְפָנֶֽיךָ[43]

 NFT ואמר אברהם קדם ייי אלווי לווי ישׁמעאל יחי קדמכמיך[44]

PJT ואמר אברהם קדם ייי הלואי ישׁמעאל יתקיים ויפלח קומך[45]

 TAR וַאֲמַר אַברָהָם קדם יוי לְוֵי יִשׁמָעֵאל יִתקַיַים קְדָמָך[46]

Peshitta ܘܐܡܼܪ ܐܒܪܗܡ ܠܐܠܗܐ܂ ܐܫܬܘܦ ܕܝܢ ܐܝܫܡܥܝܠ ܢܚܼܐ ܩܕܡܝܟ[47]

1_ 2_ دلالت آیه (دعای ابراهیم برای نسل اسماعیل)

در آیه 18 فصل 17 سفر پیدایش، ابراهیم برای فرزندش اسماعیل دعا می کند. باید به مضمون دعای ابراهیم برای اسماعیل دقت کرد؛ او از خدا چنین تمنا می کند: «کاش که اسماعیل در حضور تو زیست کند»؛ در ترجمۀ عربی نسخۀ سامری چنین آمده است: «یا لیت اسماعیل یحیی فی طاعتک»[48] (ای کاش اسماعیل در اطاعت تو زندگی کند).

این عبارت در نسخه های انگلیسی live before thee [49] می باشد که ترجمه ای از יִחְיֶה לְפָנֶֽיךָ در عبری است؛ اما ترجمۀ دقیق تر آن، «برای وجه تو زیست کند» است.

در نسخۀ آرامی سودو یوناتان יתקיים ויפלח קומך آمده است که معنای آن این است: «اسماعیل در برابر تو اقامه شود و عبادت کند».

حال باید دید معنای «زیستن در حضور خدا» چیست؟ آیا مگر همگان در حضور خدا زیست نمی کنند؟ برای فهم این جمله باید دید که آیا این مضمون در آیات دیگر از عهد عتیق نیز تکرار شده است یا خیر؟ با دقت در نسخه های تارگوم می بینیم که این مضمون در مورد ادریس (اخنوخ)، نوح، ابراهیم، اسحاق و داود نیز به کار رفته است. در نسخۀ تارگوم سفر پیدایش 5: 22 آمده است که اخنوخ به واقع بنده ای در برابر خدا بود. در تارگوم نئوفیتی آیۀ 6: 9 آمده است که نوح بنده ای در مقابل خدا بود[50]. این مضمون همچنین در سفر پیدایش، آیه 17: 1 راجع به ابراهیم علیه السلام  آمده است.

حال سؤال این است که خداوند به بندگانی که دارای این ویژگی اند، یعنی به تعبیر دقیق تورات عبری ماسوری، «برای وجه خدا سلوک می کنند» و به تعبیر تارگوم، «بنده ای در پیش روی خدا هستند»، چه وعده ای داده است؟ پاسخ این سؤال در وصیت داود به سلیمان معلوم می شود. در این وصیت، داود ضمن توصیه به فرزند خود برای اجرای دقیق تمام سنت های الهی، به او می گوید: خداوند به پسران من وعده داده که اگر «به راستی برای وجه خدا سلوک کنند»، همواره یکی از آن ها بر کرسی پادشاهی اسرائیل تکیه زند[51].

باز در جای دیگر، سلیمان از عهد الهی با بندگانی که با تمام قلب خویش در حضور خدا سلوک نمایند سخن می گوید که این عهد الهی همان مُلک از سوی خداست که خداوند به پسران داود وعده داده است.[52]

از مجموع آنچه گفته شد معلوم می شود که در تورات هرگاه عبارت هایی چون «سلوک در برابر خدا» یا «زیستن در پیش روی خدا» یا «بنده ای در پیش روی خدا بودن» به کار رفته، نشان از عهد الهی با بندگانی است که خداوند می خواهد به آنان مُلکِ الهی بخشیده یا آنان را پیشوا و امام مردمان قرار دهد.

حال به فصل 17 تورات بازمی گردیم؛ در ابتدای این فصل، خداوند به ابراهیم علیه السلام  می گوید: «برای وجه من سلوک کن» یا به تعبیر تارگوم: פלח קדמי [53] (بنده ای در پیش روی من باش). سپس به او وعده می دهد که من عهد خویش را با تو محکم می کنم[54] .

بر اساس آنچه گفته شد، این همان اعطای مقام امامت یا عهد امامت با حضرت ابراهیم علیه السلام  است. در چنین شرایطی ابراهیم همین مقام امامت را برای فرزندش اسماعیل نیز درخواست می کند و می گوید: «ای کاش اسماعیل در پیش روی تو زیست کند». این دعا در پیشگاه الهی موردقبول واقع می شود [55]و خداوند به ابراهیم وعده می دهد که نسل اسماعیل بمئود مئود برکت خواهد یافت و  از  او  دوازده پیشوا متولد خواهند شد[56].

از بیان خداوند در استجابت دعای ابراهیم در مورد مئودمئود و وعده به پدید آمدن دوازده پیشوا و امتی عظیم از نسل اسماعیل، معلوم می شود که ابراهیم در مورد امامت در نسل اسماعیل دعا کرده است.

جالب این است که شبیه این ماجرا در قرآن نیز آمده است[57]. خداوند ابراهیم را به کلماتی امتحان می کند و پس از سربلندی از این ابتلا، خداوند او را به مقام امامت مشرف می کند؛ آنگاه ابراهیم از خداوند برای فرزندانش نیز تقاضای امامت می کند[58]؛ خداوند در جواب می گوید که عهد الهی به ظالمان نمی رسد[59].

2_ دوازده امام از نسل اسماعیل (پیدایش 17: 20)

دومین آیه ای که در این نوشته موردبررسی قرار می گیرد، آیۀ 20 از فصل 17 سفر پیدایش است. برای بررسی این آیه نیز، پیش از آن که دلالت های آیه را موردبررسی قرار دهیم، متن آیه را از نسخه های مهم و کهن نقل می کنیم و پس از آن، دلالت های آیه را به تفکیک موردبررسی قرار می دهیم.

2_ 1_ متن سفر پیدایش 17: 20 در نسخه های مهم و کهن

AVD وَأَمَّا اسماعیل فَقَدْ سَمِعْتُ لَک فِیهِ. ها أَنَا أُبَارِکهُ وَأُثْمِرُهُ وَأُکثِّرُهُ کثِیراً جِدّاً. اِثْنَی عَشَرَ رَئِیساً یلِدُ، وَأَجْعَلُهُ أُمَّةً کبِیرَةً.

KJV And as for Ishmael, I have heard thee: Behold, I have blessed him, and will make him fruitful, and will multiply him exceedingly; twelve princes shall he beget, and I will make him a great nation.

LXX περὶ δὲ Ισμαηλ ἰδοὺ ἐπήκουσά σου ἰδοὺ εὐλόγησα αὐτὸν καὶ αὐξανῶ αὐτὸν καὶ πληθυνῶ αὐτὸν σφόδρα δώδεκα ἔθνη γεννήσει καὶ δώσω αὐτὸν εἰς ἔθνος μέγα

NFT ולישׁמעאל שׁמעית לקל צלותך הא ועל־עסק ישׁמעאל שׁמעית בקלך הא ברכת יתה ותוקפת יתיה וסגית וסגיית יתיה לחדא חדה לחדא תרין־עשׁר רברבין יולד תלד ואשׁוי יתה לאחסנה לאומה רבה

 PJT ועל ישׁמעאל קבילית צלותך הא בריכית יתיה ואפישׁ יתיה ואסגי יתיה לחדא לחדא תריסר רברבין יוליד ואיתיניניה לעם סגי

TAR וְעַל ִשׁמָעֵאל ולישׁמעאל קַבֵילִית צְלוֹתָך הָא בָרֵיכִית יָתֵיה וְאַפֵישִׁית יָתֵיה וְאַסגִיתִי יָתֵיה לַחדָא לַחדָא תְרֵי־עֲסַר רַברְבִין יוֹלִיד וְאִתְנִינֵיה לְעַם סַגִי

 WTT וּֽלְיִשְׁמָעֵ֘אל שְׁמַעְתִּיךָ֒ הִנֵּ֣ה בֵּרַ֣כְתִּי אֹת֗וֹ וְהִפְרֵיתִ֥י אֹת֛וֹ וְהִרְבֵּיתִ֥י אֹת֖וֹ בִּמְאֹ֣ד מְאֹ֑ד שְׁנֵים־עָשָׂ֤ר נְשִׂיאִם֙ יוֹלִ֔יד וּנְתַתִּ֖יו לְג֥וֹי גָּדֽוֹל

Peshitta ܘܥܠ ܐܝܫܡܥܝܠ ܫܡܥܬܟ܂ ܗܐ ܒܪܟܬܗ ܘܐܣܓܝܬܗ܂ ܘܐܟܒܪܬܗ ܛܒ ܛܒ܂ ܬܪܥܣܪ̈ ܪ̈ܘܪܒܢܝܢ ܢܘܠܕ ܘܐܬܠܝܘܗܝ ܠܥܡܐ ܪܒܐ܂

Samaritan ולישמעאל שמעתך אה ברכת יתה והפרית יתה והסגית יתה בשריר שריר תרי עסר נסיאים יולד ואתננה לגוי רב

2_ 2_ معنای مئود مئود

خداوند در پاسخ دعای ابراهیم می گوید:

اما در مورد اسماعیل دعایت را استجابت کردم، اکنون او را برکت داده، بارور کرده (کثرت بخشم) و عظمت می دهم[60] به مئود مئود... .

تبیین معنای مئودمئود، نقشی کلیدی در فهم مراد این آیه خواهد داشت. جستجو در کتاب مقدّس نشان می دهد که واژۀ عبری מְאֹד (مِئود)[61] در هیچ آیه ای از عهد عتیق به همراه حرف اضافۀ باء به صورت בִּמְאֹד (بمئود) به کار نرفته است. هرگاه این کلمه به صورت قید به کار رود، به معنای «خیلی» یا «زیاد» است و در این صورت، دیگر نیازی به حرف اضافۀ باء ندارد.

 بنابراین می توان حکم کرد که کاربرد בִּמְאֹ֥ד מְאֹֽד (بمئودمئود) به معنای «بسیار زیاد»، علی القاعده نادرست است و به ناچار باید به دنبال معنای دیگری برای آن بگردیم.

یکی از راه های پیشنهاد شده برای فهمِ بهترِ آیه این است که مئود مئود را به عنوان اسمی عَلَم در نظر گیریم؛ در این صورت آیۀ 17: 20 به روشنی معنا می شود:

 خداوند به ابراهیم می گوید نسل اسماعیل را به واسطۀ مئودمئود برکت و کثرت و عظمت می بخشم.

اما این مئودمئود کیست؟ آیا شخصی از نسل اسماعیل وجود دارد که نامش مئودمئود باشد؟ قرائن درون متنی و برون متنیِ فراوانی وجود دارد که می توان از آن ها نتیجه گرفت که مئود مئود، همان مشهورترین فرزند از نسل اسماعیل، یعنی پیامبر اسلام است که اسماعیل و نسل او (اعراب) به برکت وجود ایشان، بزرگی، کثرت و برکت یافته اند و نامشان در جهان بلندآوازه شده است. ازجملۀ قرائن درون متنی می توان به واژگان هم ریشۀ این لغت و دیگر کاربردهای آن در کتاب مقدّس اشاره کرد. מוֹדֶה (مُودِه) صیغۀ اول شخص مضارع مفرد مذکر در باب هیفیل (Hiphil) از ریشۀ عبری ידה (یادا)[62] دقیقاً به معنای احمد است و بنابراین واژۀ مئودمئود (که در روایات اسلامی به صورت مودمود آمده) معادل احمد احمد یا برگردان صحیحِ آن در عربی محمد خواهد بود[63]. معادل های واژۀ مئودمئود در نسخه های سریانی ܛܒ ܛܒ (طاب طاب)[64] و آرامی לחדא לחדא (لَحدا لَحدا)[65] نیز به طرز جالب توجّهی این نظریه را تقویت می کند.

به علاوه، قرائن برون متنی برای اثبات مدّعای مذکور، شاملِ شواهد تاریخی، اقوال یهودیانِ مسلمان شده، روایات اسلامی و... می شود. اگرچه بررسی این شواهد (درون متنی و برون متنی) نقش مهمی در فهمِ معنای آیه دارد، در اینجا برای احتراز از طولانی شدن نوشته و دور افتادن از موضوع اصلی (دوازده امام در تورات)، از بحث مبسوط دراین باره خودداری می کنیم و آن را به موضع دیگری وا می گذاریم[66] ؛ در اینجا صرفاً می پذیریم که می توان نشان داد که ترکیب «בִּמְאֹ֣ד מְאֹ֑ד (بمئودمئود)» در آیۀ پیدایش 17: 20 باید اشاره ای به یک اسم عَلَم باشد که به «بمحمد» یا «باحمد احمد»[67] ترجمه می شود.[68]

2_ 3_ معنای ربّانی

در آیۀ 17: 20 سفر پیدایش به حضرت ابراهیم بشارت داده شده که دوازده شخص عظیم از نسل اسماعیل پدید خواهند آمد. این که این دوازده عظیم کیان اند و نام های آن ها چیست و این که آیا این ها فرزندان مستقیم اسماعیل اند یا خیر، در ادامه خواهد آمد. در نسخۀ عبری به جای واژۀ عظیم، נשיאם (نِسیئیم) و در نسخۀ سریانی ܪܘܪܒܢܝܢ (روربنین) و در نسخه های آرامی רברבין (ربربین) آمده است. נשיאם جمع נשיא (نِسی یا ناسی) به معنای پیشوا، رهبر، امیر، رئیس، مَلِک و کسی است که ترفیع یافته است[69].

ܪܘܪܒܢܝܢ (روربنین) جمع ܪܒܢ (ربن) از ریشۀ ܪܒ (رب) است. معنای رب و ربوبیت در سریانی، آرامی و عربی یکی است و آن، مالکیت و صاحب چیزی بودن، سروری و ولایت است. معنای لغویِ رِبّی، مولای ما، بزرگِ ما، آقای ما و ربّ ما است. این واژه در عهد عتیق برای روسای اسباط بنی اسرائیل و دیگر روسایی که ولایت و سرپرستی عده ای را بر عهده داشته اند، به کار رفته است.

اما کاربرد این واژه در عهد جدید قابل تأمل است. ܪܒܢ (ربن) به معنای «بزرگِ ما» و ܪܒܝ (رِبی) به معنای «بزرگِ من» یا «آقای من»، به صورت مطلق و بدون این که به کلمۀ بعدی اضافه شود، به هیچ وجه برای هیچ کسی جز حضرت عیسی به کار نرفته است. واژۀ ܪܒܝ (رِبی) در عهد جدید سریانی درمجموع 72 مرتبه و واژۀ ܪܒܢ (ربن) نیز در انجیل پشیتای سریانی، 17 مرتبه به کاررفته است که مخاطب همگی آن ها حضرت عیسی است و نه شخصی دیگر[70]. در ابتدای فصل 23 انجیل متی، حضرت عیسی می گوید:

کاتبان و فریسیان بر کرسی موسی تکیه زده اند... و... دوست دارند که مردم در بازارها آن ها را احترام کنند و به آن ها بگویند ܪܒܝ ܪܒܝ (ربی ربی). آنگاه رو به حواریون می گوید: اما شما هیچ گاه نباید ܪܒܝ خوانده شوید زیرا رب شما یکی است و شما همه باهم برادرید[71].

بر این اساس به نظر می رسد که واژۀ رِبّی یا ربّان در عهد جدید، به عالمِ الهی بلندمرتبه ای اشاره دارد که وقتی در موضوعی حکم می کند، باید از حکمِ او تبعیت شود؛ یعنی کسی که جنبۀ سرپرستی و ولایت بر گروهی دارد و حتی حواریونِ حضرت عیسی با آن مقام و منزلتی که داشته اند، لایق این عنوان نبوده اند.

در قرآن نیز واژۀ «رَبّانی» در سه آیه به کاررفته است[72]. خداوند در سورۀ مائده آیۀ 44 می فرماید:

إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّه‏... ؛ ما تورات را فرو فرستادیم، در آن هدایت است و نور. پیامبرانی که اسلام آوردند برای یهودیان به آن حکم کنند، نیز ربانیون و احبار به واسطۀ آنچه از کتاب خدا حفظ کنند... .

ذیل این آیه، روایتی جلب توجه می کند. امام صادق علیه السلام  در مورد این آیه فرموده اند:

منظور از ربانیون در این آیه، امامان اند که غیر از پیامبران اند. آنان مردم را با علمشان تربیت می کنند و احبار نیز غیر از ربانیون اند و به کسانی گفته می شود که مردم را به سوی ربانیون دعوت می کنند[73].

درمجموع، از روایات اسلامی معلوم می شود که منظور از «رَبّانی»، امام معصوم است که با علمِ الهی خویش، مردم را پرورش می دهد و مردم نیز ملزم به اطاعت از اویند.

در روایات دیگری نیز به لفظ «رِبّی» یا «رَبّانی» اشاره شده است. در روایتی، راوی از امیرالمؤمنین علیه السلام  از مصداق «دابة الارض» سؤال می کند. حضرت در جواب می گوید: «صِدِّيقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ، وَ فَارُوقُهَا، وَ رِبِّيهَا، وَ ذی قَرْنَيْیهَا».[74]

بر اساسِ این روایت، امیرالمؤمنین علیه السلام  خویشتن را به عنوان رِبّیِ امتِ اسلام معرفی می کند.

در روایت دیگری به ابوذر غفاری _ صحابی جلیل القدر پیامبر اسلام_ می گویند وصیت کن. می گوید وصیت کرده ام، به او می گویند به امیرالمؤمنین عثمان وصیت کرده ای؟ می گوید نه بلکه به کسی که به حق امیرالمؤمنین است یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب؛ و  او  به  یقین میخِ (محکم کننده) زمین است و او رِبّیِ این امت است.[75]

در روایتی نیز پیامبر اسلام می فرماید: «علی، رَبّانیِ این امت است»[76] .

2_ 3_ 1_ دوازده ربّانی در بشارت پیدایش 17: 20

با توجه به مطالبی که ذکر شد، «رِبّی» یا «ربّان»، واژه ای است به معنای مولا، پیشوا، رهبر و رئیس که در اسفار عهد عتیق برای امیرانی که سرپرستی قوم خویش را بر عهده داشته اند، به کاررفته است؛ و در عهد جدید، تنها حضرت عیسی علیه السلام  از چنان مقام رفیعی برخوردار بوده که به او «رِبّی» اطلاق شده است؛ پس این واژه اگر از سوی خداوند به کسی اطلاق شود، به معنای ولی الله، پیشوا و رهبری است که دارای علم الهی بوده و جایگاهی آسمانی دارد.

در آیۀ 17: 20 سفر پیدایش، خداوند به ابراهیم بشارت داده که از نسلِ اسماعیل، دوازده رِبّی پدید خواهند آمد. این دوازده مردِ ربّانی، مقامشان از حواریان عیسی بالاتر است. حتی دوازده فرزند یعقوب نیز به این مقام نائل نشده اند. با این وصف، باید به دنبال یافتن مصداق این دوازده ولیِ الهی در طول تاریخ بود. به نظر می رسد که منظور از ایشان، دوازده فرزند صلبیِ مستقیمِ حضرت اسماعیل نباشد؛ زیرا در هیچ کتاب آسمانی یا منبع تاریخی، نشانی از علم الهی یا رهبری آسمانی، در فرزندان مستقیم اسماعیل یافت نمی شود. تنها افرادی که به عنوان دوازده پیشوای آسمانی از فرزندان اسماعیل شناخته شده اند، همان دوازده  امامی اند که پیامبر اسلام ایشان را به عنوان رَبّانی امت اسلام معرفی کرده است که اولین آن ها علی بن ابی طالب و آخرینشان مهدی علیهم السلام  است.

3_ نام دوازده ربانی در تورات

در فصلی دیگر در تورات، نام دوازده ربانی از فرزندان اسماعیل آمده است. در این بخش بر آنیم که مصداقِ روشنی از این نام ها را بیان کنیم. در بدوِ امر می توان چهار گروهِ مختلف را به عنوان مصداق محتمل دوازده نفر از نسلِ اسماعیل در نظر گرفت. دستۀ اول: پسران بلا واسطۀ اسماعیل، دستۀ دوم: اجدادِ پیامبر اسلام (از نسل اسماعیل)، دسته سوم: قبائل عرب در هزارۀ پیش از میلاد، دستۀ چهارم: امامان معصوم از اهل بیت پیامبر اسلام. در ادامه با بررسیِ این نام های توراتی نشان خواهیم داد که کدام یک از  این چهار دسته مصداقِ کاملی برای دوازده ربانی از فرزندان اسماعیل اند.

3_ 1_ اسامی دوازده ربانی در نسخه های قدیمی کتاب مقدس و معانی آن ها

در تورات و نیز کتاب اول تواریخ ایام، نام دوازده فرزند اسماعیل آمده است:

و این است نام های پسران اسماعیل، موافق اسم های ایشان به حسب پیدایش ایشان. نخست زادۀ اسماعیل، نَبایوت و قیدار و اَدَبئیل و مِبسام و مشماع و دومه و مسا و حدار و تیما و یطُور و نافِیش و قِدْمَه[77].

نبایوت (عبری: נְבָיֹ֔ת، سریانی: ܢܒܝܘܬ، آرامی: נְבָיוֹת، یونانی: Ναβαιωθ و در تارگوم سامری: נבאות) هم ریشه با نبی و به معنای نبأ و  وحی است.

قیدار (عبری: קֵדָ֥ר، سریانی: ܩܕܪ، آرامی:  קדר، یونانی: Κηδαρ) در عبری به معنای تیره، سیاه و در آرامی به معنای تقدیر است.

ادبئیل (عبری و آرامی:  אַדְבְּאֵ֖ל، سریانی: ܐܪܒܠ (اربیل)، یونانی: αβδεηλ (ابدئیل)[78]، لاتین: Abdeel)[79] به معنای ادب شدۀ خداست. در مورد ادبئیل باید گفت که این اسم در قدیمی ترین نسخۀ تورات که نسخۀ سبعینۀ یونانی است و نیز در نسخۀ قدیمی و مشهور ولگات، به صورت ابدئیل آمده است؛ حال اگر ابدئیل را به جای ادبئیل در نظرگیریم، به معنای کسی است که در راه خدا کشته شده یا کسی که اعضایش برای خدا تکه تکه شده[80].

مبسام (عبری: מִבְשָֽׂם (مبوسام)، سریانی: ܡܒܣܡ (مبسم)، آرامی:  מִבשָׁם (میوشام)، یونانی: Μασσαμ (مَسّام)، لاتین: Mabsam) از ریشۀ בשם (بسم) در عبری به معنای خوشبو و طیّب و موردپسند است.[81]

مشماع (عبری و آرامی: מִשְׁמָ֥ע، سریانی: ܡܫܡܥ، یونانی: Μασμα، لاتین: Masma) از ریشۀ שׁמע به معنای شنوایی و پذیرش[82] یا به معنای شیوع، شهرت و مشهور است.

دومه (عبری و آرامی:  דוּמָ֖ה، سریانی: ܪܘܡܐ (روما)، یونانی: Ιδουμα (ایدوما)، لاتین: Duma) در عبری به معنای سکوت، آرامش و سکونت دائم است[83].

مَسّا (عبری: מַשָּֽׂא (مسّا)، آرامی: מַשָׁא (مَشّا)، سریانی: ܡܣܐ (مسا)، یونانی: Μασση (مَسّه)، لاتین: Massa) در عبری از ریشۀ נֹשֵׂא دقیقاً به معنای حَمل است که به معنای تحمّل، بار، وحی و بالا آوردن[84]  نیز به کار می رود.

حَدار (آرامی و عبری: חדר، سریانی: ܚܕܪ، یونانی: Χοδδαδ (حَدّاد)، لاتین (نسخه کلمنتین ولگات): Hadar)، به معنای احاطه کردن، حصار کشیدن و در جوف قرار دادن است[85].

تیما (عبری و آرامی:  תֵימָ֔א، سریانی: ܬܝܡܐ، یونانی: (Θαιμαν Thaiman)، لاتین: Thema) ریشه اش در عبری معلوم نیست؛ اما در آرامی  תימָ و תֵמה به معنای تحیّر، وله و سرگشتگی است[86]. واژه تیم در عربی، شبیه آرامی و به معنای حیرت شدید و زایل شدن عقل به خاطر محبت شدید چیزی است. ازاین رو «التّیم» به معنای «العبد» است[87] و عبد واقعی کسی است که معرفتش نسبت به خدا ولهی و در خدا متحیر است و این معرفتِ تحیری او را به تذلل و عبودیت می کشد. بر این اساس التَّیم به عبد یا عابد اطلاق می شود[88].

یطور (عبری و آرامی:  יְט֥וּר، سریانی: ܢܛܘܪ، یونانی: Ιετουρ، لاتین: Itur) هم ریشه با טִּירה به معنای لشکرگاه، اردوگاهِ نظامی (عسکر) است، که در این صورت יְט֥וּר به معنای کسی است که در پادگان محصور شده است [89].

نافیش (عبری و آرامی:  נָפִ֖ישׁ، سریانی: ܢܦܫ، یونانی: Ναφες، لاتین: Naphis)، از ریشۀ נפשׁ به معنای نفس، روح، شخص، جاندار، تنفس، تجدید نفس، روح تازه بخشیدن است[90]. در عربی از ریشۀ نفس، واژه های نافس و نفیس به معنای کریم و جواد و سخی به کار می رود[91] .

قدمه (عبری: קֵ֥דְמָה، آرامی:  קֵ֥דְמָה یا קדומא (1Ch 1: 31)، سریانی: ܩܕܡ، یونانی: Κεδμα، لاتین: Cedma) در عبری به معنای مشرق، فجر و محل طلوع شمس[92] است و در بیش از سی آیه در عهد عتیق به کاررفته است. معادل یونانی קֵ֥דְמָה، واژۀ ἀνατολὰς از ریشه ἀνατολὴ دقیقاً به معنای طلوع خورشید یا بالا آمدن ستاره یا طلوع فجر است و در برخی آیات در عهد عتیق و نیز در عهد جدید، برای ظهور منجی و مسیح، واژۀ ἀνατολὴ یا مشتقات آن به کاررفته است[93]. در آرامی نیز، واژۀ קידומ به معنای شرق یا فجر است[94].

برای یافتنِ مصداق اسامی پیش گفته، توجّه به چند ملاحظۀ تاریخی لازم می نماید که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد.

ادامه دارد...

بسم الله الرحمن الرحیم

از مسیحیت بیشتر بدانیم

یک شنبه، 10 آبان 1394
image
  مبشرین کلیسا دائما اسلام را متهم به قوانینی ضد زن میکنند .   و برای اثبات این اتهام تصاویری از زن در نگاه افراط گرایان به تصویر میکشند .   این در حالی است که در اسلام سفارش بسیاری به پاسداشت مقام زن شده است .   اما...
یک شنبه، 29 شهریور 1394
image
      خشونت یکی از نسبت های   باطلی ست که به طور مداوم مبشرین مسیحی و رسانه های غربی در باره اسلام به کار می برند . پاپ بندیکت شانزدهم در اولین سخنرانی خود در آلمان اسلام را دین خشونت نامید . دانمارک با کشیدن...

نحوه جستجو در سایت

1- اینجا کلیک نمایید.

2- عبارت مورد نطر خود را وارد نمایید.

3- اگر بدنبال مقاله ی یا جمله ی مشخصی هستید در قسمت "تنظیمات کلید واژه"، "عبارت دقیق" را انتخاب نمایید.

4- در قسمت "صافی جستجو بوسیله"، فقط "صفحات" را تیک بزنید.

5- به روی دگمه "جستجو" کلیک نمایید.

سوالات متداول

معرفي محصولات

 

 

مجموعه جزوات بررسی های تحلیلی و منصفانه پیرامون مسیحیت تألیف استاد دکتر فریدونی و کتاب محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین وعده انجیل از گروه پدر مهربان به چاپ رسیدند.

شماره تماس: 

از داخل ايران 09352404609

از خارج 9352404609-98

همچنین کتاب از فریب تا رهایی توسط مؤسسه آفاق به چاپ رسید.

تلفن تماس

22847035

22847786